عبد الرزاق اللاهيجي
382
گوهر مراد ( فارسى )
فصل دوازدهم از باب دوّم از مقالهء سوّم در معرفت نبىّ و كيفيّت تحصيل علم به صدق مدّعى نبوّت بدان كه تحصيل علم به صدق دعوى نبوّت مر حكما و عقلاى ناظرين در حقايق موجودات را ، كه اعمال نظر و تكميل قوّه نظرى كرده باشند و عارف به مبدأ اوّل و مبادى اول و ثوانى شده و صحّت نبوّت و وجوب وجود نبىّ را دانسته ، در كمال سهولت است ؛ چه معرفت خواصّ ثلاثه مر ايشان را بغايت آسان شود و تأمّل در مجارى احوال و افعال و اقوال صاحب دعوت و تنبيه به نيّات و اغراض وى نيز امداد اين معنى نموده ، مفيد حصول به صدق جزم صادق و كذب كاذب به آسانى شود « 1 » . امّا بر جمهور و عامّة الناس ، اين امر بغايت دشوار باشد و محتاج باشند لا محاله به نظر و تأمّل در معجزات ، و اصابت نظر در معجزه نيز محتاج باشد به عقل تمام و تمييز ما لا كلام كه اكثر عوام فاقد آنند . پس لا بدّ باشد ايشان را نخست تقليد عقلاى خود كردن ، تا به تدريج نور تصديق تقليدى در دلهاى ايشان استقرار يابد و بالخاصيّة مورّث ايمان اجمالى گردد . و بعد از حصول
--> ( 1 ) الف : گردد .